تبليغاتX
انرژی لایتناهی

انرژی لایتناهی

سیالیت روح

 سیّالیّت روح: شناخت، بر سیّالیّت روح و جارى و فعال شدن آن اثرى قاطع و تعیین‏کننده دارد.

 تجربه حیطه‏هاى دیگر: هرچه را که روح انسان در این جهان بشناسد و ادراک کند، امکان تجربه آن در حیطه‏هاى دیگر میسّر مى‏گردد. با وجود شناخت کامل از یک موضوع )خارج از حیطه این دنیا( یا فهم حیطه‏هاى دیگر، روح هر وقت که لازم بداند به تجربه آن جهان‏ها دست مى‏زند. اما بدون وجود شناخت از حیطه‏هاى دیگر، امکان عبور از آن حیطه‏ها و تجربه آن‏ها براى روح بعید است.

 عزم‏ها: فهم به تولد قصدِ خودبخود منجر مى‏شود و )در آخر( تولد قصد به آهستگى رخ مى‏دهد. عزم‏ها)قصدها(ى طبیعى و عمل‏کننده باطنى که عامل بروز تغییراتى در زندگى درونى و در حوزه روح فرد مى‏باشند، از بعدى، زاییده شناخت هستند. عزم‏هایى که به این ترتیب بروز مى‏کنند، خلاق بوده و به نتیجه مى‏رسند اما عزم‏هایى که بر اثر تحریک هوس‏ها و هیجانات بوجود مى‏آیند در حوزه‏هاى باطنى، عموماً غیرفعال بوده و قادر به ایجاد تغییر نمى‏باشند. مى‏توان گفت که قصد طبیعى و خلاق براساس دانایى و هوشیارى است و قصدى که بر نادانى استوار باشد در حوزه‏هاى بالا و باطنى عمل نمى‏کند.

 تغییر بینش: تغییر آگاهى به تغییر بینش و اندیشه‏ها منجر شده و این خود، تغییر در نظام ارتعاشى انسان را به دنبال دارد و نخست بر کیفیات زندگى باطنى اثر مى‏گذارد...

 جلوگیرى از هرز رفتن: شناخت باطنى از هرز رفتن انرژى، زمان و امکان جلوگیرى مى‏کند.

«برگرفته از درس‏هاى الفباى ماورائى»


+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 14:47  توسط رزلی  | 

اعمال خارق العاده

چندي است از دور و نزديك اخبار حيرت‏انگيزي راجع به وقوع اعمال خارق‏العاده مي‏شنويم. خلق اشيا و ناپديد كردن آنها، خبر گرفتن از غيب، شفاي بيماري، غلبه بر نيروهاي طبيعت، همزمان در دو مكان بودن و...
اخبار مربوط به اعمال خارق‏العاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها به‌كار تحقيق و بررسي پرداخته‏اند و از طريق انجام آزمايش‏هاي بسيار موجب گسترش اينگونه پديده‏ها شده‏اند. هم‏چنين چندين دهه است كه دانش متعارف اين مبحث را از زواياي گوناگون وقوع پديده‏ها، مورد بررسي و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمينان مي‏توان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان را تأييد مي‏كند و بروز چنين پديده‏هايي از طرف انسان به اثبات رسيده است. اكنون دانشمندان در پي فرمول‏بندي‏ها و توجيه و تفسير نحوه عملكرد آن‏ها مي‏باشند.
ثبت تغييرات ميدان مغناطيسي بدن و جريان الكتريكي مغز به هنگام انجام اعمال خارق‏العاده ، عكسبرداري از فوران انرژي به هنگام شفا، كشف جايگاه فيزيكي انجام پديده‏هاي فوق طبيعي در مغز انسان، تفاسير فيزيكدانان از پديده‏ها بر مبناي تئوري‏هاي فيزيك نو از جمله دستاوردهاي منتج از تلاش‏هاي دانشمندان بوده است.
حال كه وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان به اثبات رسيده سوالاتي مطرح مي‏شوند كه اين اخبار حاوي چه پيامي براي انسان هستند؟ چرا همه انسان‏ها قادر به انجام اين‌گونه اعمال نيستند؟ چرا تنها عده‏اي موفق به استفاده از نيروهاي بالقوه روحي خود مي‏گردند؟

برگرفته از سایت مرکز تحقیقات ومطالعات علوم باطنی

http://www.oloomebateni.com

نوشته شده در ساعت توسط کانون محققان انرژی‌زايی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:33  توسط رزلی  | 

مسابقه علوم باطنی

http://www.oloomebateni.com/Images/mosabegheh.jpghttp://www.oloomebateni.com/Images/mosabegheh.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 15:38  توسط رزلی  | 

والسَّماء وَ الطّارِق(قسمت دوم)

«هوالحی»


والسَّماء وَ الطّارِق(قسمت دوم)


فهرست:
توضیح تهیه‌کنندگان این دفتر
معلم بزرگ
دیدگاه منتقدان و بدبینان
واکنش به منتقدان و دشمنان
روش‏های تعلیم او
همانی که می‌دانی و می‌شود آنچه می‌بینی
کلام خلاق: خلاقانه بگو؛ پس می‌شود
یک گزارش زنده و مستند
اذا زلزلت الارض
 فاجعه قرن
 اعتبار خبر زلزله
 دو نمونه از رؤیاهای مربوط به واقعه بم
 سه مثال از رؤیاهای ارسال شده درباره زلزله بزرگ آسیا
آثار توقیف شده ایلیا «میم»‌ رام الله

 

 


توضیح تهیه ‏کنندگان این دفتر:

 تهیه این مجموعه با دلیلی اولیه شروع شد. تکمیل مجموعه بیوگرافی‏های بزرگان باطنی و نیز پاسخ به نیاز و درخواست عده کثیری از دوستداران و شاگردان ایلیا «میم».

یکی از نیازهایی که در میان پیروان او بصورت محسوسی خودنمایی می‏کند پاسخ به این سؤال است که او کیست؟ بوضوح می‏بینیم که دوستداران او نسبت به هر خبری که در ارتباط با ایشان است با حساسیت زیاد برخورد کرده یا در هر زمینه‏ای که ممکن است به خبری در اینباره منجر شود، کنجکاوی می‏کنند. از طرفی بعضی از افراد فرصت‏طلب از چنین شرایطی در جهت منافع شخصی خود استفاده کرده و بعضی از پیروان را مورد سوءاستفاده قرار می‏دهند یا نظرات و تمایلات خود را از این طریق اعلام می‏کنند. بعضی از افراد هم از سر محبت یا مغرضانه، اخبار مبهم یا نادرستی را بین دوستان پخش می‏کنند. بعد از درخواست تعدادی از شاگردان و دوستداران او که بصورت شفاهی یا طی نامه‏ها و طومارهای مختلف بیان گردید و با توجه به فقدان اخبار موثق و مستند در اینباره که مسائلی مانند مسائل فوق را پدید آورد، بر آن شدیم تا برخی از اخبار موجود مربوط به او را تا جاییکه امکان بیان آن وجود دارد در دسترس دوستداران قرار دهیم. بنابراین به جمع‏آوری و بررسی کلیه گزارش‏ها و متون قدیمی و جدید پرداختیم و مطالب لازم را از آنها استخراج کردیم. برای تهیه مطالب همچنین به دهها کاست و فیلم (عمومی و غیرعمومی) دسترسی داشتیم. تجارب و دستنوشته‏های افراد، خاطرات و دریافتهای افراد، بعضی از مکتوبات مربوط به او، نقل‏قول‏های شفاهی و امکان گفتگو با بعضی از افراد از جمله منابع دیگری بود که برای تهیه این بیوگرافی در دسترس ما قرار داشت.

به ناچار مطالب زیادی را نیز حذف کردیم. مستند نبودن این گونه حذفیات، قابل دفاع نبودن آنها، حتی در مواردی که می‏دانستیم مطلب درست است، حساسیت‏برانگیزی شدید، ناهماهنگ بودن مطلب و وجود ابهامات در پاره‏ای از موارد، دلیل حذف بعضی از مطالب به شمار می روند. بنابراین مطالبی را در این بیوگرافی آورده‏ایم که با توجه به شواهد فراوان، تجربیات بسیاری از افراد، دلایل محکم و مستدل و گزارش‏های مستند و متعدد، غیر قابل انکار بوده و مطابق استنادات مذکور کاملاً اثبات‏پذیر هستند.


 در ادامه این توضیح لازم است چند نکته دیگر را یادآوری کنیم.


1.  منظور از عبارت روح خدا که در این نوشتار آمده است منطبق بر کلمه روح القدس یا روح الامین و سایر کلمات مشابهی که در ادیان آمده است، نیست.

 
2.  بعضی از اشخاص فرصت‏طلب با نسبت دادن خود به او در صدد سوءاستفاده از دوستداران او بوده‏اند که لازم است در این باره با احتیاط برخورد شود.


3.  شاهدان و گزارش‏دهندگان و اسناد و شواهدی که پشتوانه تأیید این متن می‏باشند زنده و حاضرند. همچنین او خود زنده است و این بزرگترین پشتوانه و حجت حقانیت مطالب این متن است. دهها شاهد و گزارش‏دهنده و هزاران اتفاق و نشانه موجود، در پشت این مطالب وجود دارد.

 
4. او از پیروان حقیقی خود خواسته است تا پیروی خود را برای نامحرمان و نااهلان آشکار نکنند.
5.  او کتاب قرآن را بعنوان یکی از میزانهای حقانیت، به پیروان خود توصیه کرده است و تعلیماتی را که با آن در تناقض است انحراف دانسته و خط حرکت هدایت‏شدگان را «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» بیان کرده است.

 
                    جمعی از دوستداران «ایلیا میم رام الله»
بهار 1377

توضیح:
بخش عمده این بیوگرافی در سال 1377 تهیه شده و قسمتهایی مانند گزارش زلزله بم، چند سال بعد به آن افزوده شده است.


منصورون– فرزندان ایلیا
ایران- 1386

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 14:45  توسط رزلی  | 

اخبار مکتوم

ذرة روح خلاق

 دو شب قبل(1)، يكي از شاگردان او توانسته بود از طريق ارتباط روحي با او (و ذكر كلمات و اسمائي كه او بيان كرده بود)، از ذره‏ اي شكوفه نارنج{در حد رطوبت آن، كمتر از نيم گرم}، مقداري، تقريباً به اندازة يك ليوان بزرگ روغن زيتون، بوجود آورد. گزارش آن واقعه قبلاً توسط فرد تجربه‏ كننده، نوشته شده و ثبت گرديده است. واضح بود كه اين روغن زيتون، نتيجة تبديل و تكثير غيبي آن ذرة ناچيز شكوفة نارنج بوده است.

 دو شب پيش، وقتي آنها شروع به خوردن روغن زيتون با نان كردند، اولين لقمه را او خورد. از اين لقمه، يك قطره روغن چكيد كه او آن‌را با تكه‏ اي دستمال پاك كرد و برداشت. سپس آن تكه دستمال را بين انگشتانش فشرد و روغني كه بر اثر اين فشار بيرون آمد را هم خورد. اما تكه دستمال را كه همچنان رطوبت مربوط به روغن در آن بود، نگه داشت. روز بعد، هنگام ترك آن مكان، او گفت كه بايد آن قطعه دستمال آغشته به روغن را آتش بزنم چون قطره‏ اي كه در آن است منشأ همه روغني است كه آن شب بوجود آمد و ليوان را پر كرد. اگر سوزانده نشود ممكن است رودخانه‏ اي از روغن زيتون به راه بيندازد.

 كبريت را آوردم اما وقتي خواستم روشن كنم، خاموش شد. چهار بار كبريت زدم كه آن تكه دستمال را بسوزانم اما تلاشم بي‏ فايده بود و خودبخود خاموش مي‏ شد. او گفت اگر بدون وجود دستمال، كبريت روشن شود، اين نشانه است. همين كار را كردم. دستمال را كنار گذاشتم و سه بار ديگر كبريت زدم. هر سه بار، كبريت روشن شد و روشن ماند. او گفت اين به آن معناست كه اين قطره نبايد سوزانده شود بلكه بايد باز هم بركت دهد.

 به داخل خانه برگشتيم. در آشپزخانه شيشه درَدار كوچكي بود كه حدود يك سوم آن روغن زيتون بود (به صاحبخانه تعلق داشت) او تكه دستمال را روي درِ شيشه (شيشه دربسته) گذاشت و دست خود را بالاي درِ آن گذاشت. در لحظه‏ اي، شيشه دربسته، پر از روغن زيتون شد. گفت ظرفي بياورم تا تكه دستمال را در آن بيندازد. من هم يك شيشه خالي و شفاف به اندازه يك ليوان پيدا كردم. او تكه دستمال را به داخل آن ظرف انداخت و]شيشه را بين دو دستش گرفت طوري كه داخل آن كاملاً پيدا بود[ در عرض چند لحظه شيشه پر از روغن زيتون شد. شيشه را روي زمين گذاشت. روغن درون شيشه رو به ازدياد بود. آن قطره، فعال شده و به شدت زاينده شده بود. يك چنگال به او دادم تا تكه دستمال را از شيشه بيرون بياورد. اما روغن از ليوان لبريز شد و از درون شيشه به روي زمين مي‏ ريخت. او تكه دستمال را خارج كرد و در يك دستمال خشك قرار داد. روي روغني كه بر زمين ريخته بود چند دستمال انداختم تا آن روغن‏ ها را بخود جذب كند. او گفت كه اين قطره فعال شده و همينطور روغن از آن مي‏ زايد و هر لحظه زيادتر مي‏ شود. اگر جلوي‏ اش را نگيريم جويبار و سپس رودخانه‏ اي از روغن زيتون راه مي‏ اندازد. گفت آنها را آتش بزنم. او تكه دستمال اصلي را كه حاوي روغن خلاق و زاينده بود در دستمال خشكي قرار داده بود تا از فعاليت آن جلوگيري كند. دستمال خشك مچاله و دور آن تكه دستمال پيچيده شده بود. او يك سر دستمال را با انگشتش گرفت و من كبريت زدم تا سر ديگر دستمال را بسوزانم. همزمان با روشن شدن كبريت قبل از آنكه كبريت را نزديك دستمال ببرم، دستمال از آن سر، يعني از سمتي كه در انگشتان او بود شروع به سوختن كرد و فكر كنم كمي هم دست او را سوزاند. اين اصلاً ربطي به شعله كبريتي كه من زدم نداشت و درواقع خودبخود بود. به محض اينكه من كبريت را به سر ديگر دستمال نزديك كردم و آن دستمال آتش گرفت، آتش عجيبي كه از سر ديگر آن شروع شده بود، متوقف شد. او گفت اين آتش (آتشي كه منشأ آن نوك انگشت او بود) از روح آمده و با آتش معمولي فرق دارد. اين آتش فقط به قصد سوزاندن آن قطره روغن آمده بنابراين دستمال را نمي‏ سوزاند چون شعور دارد و مي‏ فهمد. اين آتش فقط همان روغني كه در تار و پود اين تكه دستمال نفوذ كرده را مي‏ سوزاند.

 وقتي دستمال را آتش زدم او آن‌را روي زمين انداخت. بقيه دستمال‌هايي هم كه قبلاً روي زمين بود آتش گرفتند. تقريباً همه دستمال‌ها سوختند اما آن قسمت از دستمال كه آن تكه روغني در آن بود همچنان مي‏ سوخت و برخلاف دستمال‌هاي ديگر نه خاكستر مي‏ شد و نه خاموش. قبل از اين اتفاقات قرار ملاقاتي گذاشته بود و به يكي از افراد گفته بود كه تا سر ساعت معيني او را در جايي، كه شهري با فاصله چند ساعت از محل ما بود، مي‏ بيند. او گفت كه اين شعله روشن خواهد ماند و با اين آتش (آتش معمولي) از بين نمي‏ رود. بلكه از همان طريقي از بين مي‏ رود كه بوجود آمده. بايد با همان نفَسي از بين برود كه از آن آمده. با كمال تعجب ديدم كه آن تكه كوچكِ دستمال روغني، (با وجود آنكه در آتش بود) هنوز نسوخته. تقريباً روي زمين درازكش شد و به آن شعله به آرامي دميد. آتش آن خاموش شد. او گفت حالا آن قطره زاينده با همان آتشي كه از روح پايين آمد سوخت و به منشأ خود بازگشت. آن قطره روغن زيتون از روح‏ ام پايين آمده بود و ذره‏اي از روح‏ ام را با خود داشت پس زاينده و خلاق بود. منشأ همة آن روغن‏ها همين يك قطره بود كه مي‏ توانست دريايي از روغن زيتون پديد بياورد اما حالا دوباره به آتش روحم بازگشته و در آنجا مصرف مي‏ شود.

 او گفت دربارة آن شيشه روغني كه با بركت پر شده، به افرادي كه در آن مكان رفت و آمد مي‏ كنند چيزي نگويم اما مراقب باشم و ببينم آن بركت به چه كسي مي‏ رسد و چه كسي آنرا مي‏ خورد.

                                                                                                            گروه تحقيق و مستندسازي ياسين

 

پي نوشت:1- اين اتفاق در تاريخ سوم ارديبهشت ماه هزار و سيصد و هشتاد و سه رخ داده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 14:44  توسط رزلی  |